
منیرخانم همه رو برای روضه دعوت کرد
امسال جلسه شلوغ تر از سال های قبل شد
یک ساعت و نیم از شروع جلسه گذشت
خانم صابری زیارت عاشورا را خوند
هنوز مداح اصلی نیومده بود
مرضیه به گوشیم زنگ زد
تو اتاق صدا به صدا نمی رسید
رفتم تو حیاط با مرضیه حرف بزنم که مداح اومد
با عبا و قبای مداحی و شال سیاه و دستگاه اکو وارد اتاق شد
با مرضیه خداحافظی کردم و گوشیمو بیصدا ... رفتم
تو اتاق
مداح اکو رو راه انداخت
از صابخونه خواست چراغا رو خاموش کنه
جای سوزن انداختن نبود
بعدِ دو ساعت دعاخوندن، بچه کوچولوها خسته شده بودن
اینو از بهونه گیریهای گهگاهشون میشد
فهمید
چراغا خاموش شد
مداح شروع کرد به روضه
اول رفت سراغ مدحِ خودش
از تصادف یکی از دوستاش گفت و اینکه دکترا ازش
قطع امید کرده بودن
و اون به دکترا گفته بود که این بنده خدا با بقیه فرق
داره
این زنجیرزنه
و ما براش دعامیکنیم تا شفا بگیره
و دکتر بعد از اینکه از اتاق عمل اومده بود بیرون بهش گفته:
حضرت آقا! همه ی اینایی که اینجا خوابیدن به
دعای تو احتیاج دارن
امسال روضه ی منیر خانم شلوغ تر از هر سال بود
عروس جوون منیرخانم به رحمت خدا رفته بود و همه
داغدارش بودن
سرطانِ خاله ی حمیرا هم عرض دو هفته اونو از پا
درآورده بود
دو تا مرده ی جوون اونم تو سه ماه
جماعت دلشون بدجور گرفته بود
شیون ها رفت آسمون
مداح خیلی خوشش اومد
فکر کرد عجب جلسه رو گرم کرده
گفت:
گفت: ....
پرنیان نوشت: به خود خانم فاطمه (س) نمیتونم بقیه ی مطلبو
بنویسم
ولی رسالت قلمم حکم میکنه ... باید بگم بعضی از این آقایون دارن چه بلایی سر دین خدا میارن
گفت:
آی خانوما ... میخواین بدونین چه بلایی سر خانم فاطمه آوردن؟
اگه میخواین به عمق ماجرا پی ببرین
برین تو آشپزخونه
گاز رو روشن کنین
یه تیکه گوشت رو بردارین
بذارین رو آتیش
بعد
یه میخ رو فروکنین تو اون گوشت
جماعت شیون میکردن
شیون میکردن
شیون میکردن
خدایا چی داره میگه این .....
مداحه نعره کشید:
عجب جلسه پرشوری شده
حالا وقت لطمه س!!!!!!!!!!!!
بزن تو سر و صورت خودت خواهر من!
بزن سر و صورتتو خونین و مالین کن!
************
پرنیان نوشت:
نمیدونم از جون ما چی میخواین
نمیدونم دنبال چی میگردین
ولی
شما رو به خدا
شما رو به فاطمه ی زهرا (س) تیشه به ریشه ی این
اسلامی که هر روز داره کمرنگ تر از
روز قبل میشه نزنین!
یا خودِ خدا ...!

... ادامه دارد!
+ مطلب نوشته شده واقعی است فقط نام ها به اختیار نویسنده مطلب انتخاب شده است!
+ با عرض معذرت از مداحانی که دورند از بازارداغی و دروغ بستن به ائمه برای دو قران پول بیشتر!
+ میدانم پدرم از دستم ناراحت می شود برای نوشتن اینگونه مطالب ... همینجا از حضور انورش عذر میخواهم!
چاره ای ندارم جز نشان دادن چهره ی واقعی بعضی از دین فروشان.... مرا ببخش سالارمن!