سوختن با تو به پروانه شدن می ارزد


چند روز پیش جایی خوندم وقتی بارون میاد هی نگین به به چه هوای دونفره خوبی

به فکر اونایی باشین که

یا سرمایین

یا لباس به اندازه ی کافی تنشون نیست

یا یادشون رفته چترشونو وردارن

یا یه خر وار ژل زدن ... موهاشون خراب میشه

یا کسی رو ندارن باهاش بشن دونفر

یا بیشتر از یه نفرو دارن نمیدونن با کدومشون برن برا قدم زدن

یا ...

 

بگذریم

سؤال فنی امروز اینه که من میخوام بدونم این آقامهدی اخوان ثالث ما اون روزی که شعر

 "هوا بس ناجوانمردانه سرد است" رو می سرود

در چه حالی بود طفلک

 

بعد از گذشت چندین و اندی سال

بنده یه کوچولو اعتراض دارم به این شعر

خدمت آقامهدی و همه ی شما عزیزان عارضم که:

همه ی هواها بس ناجوانمردن!!!!!!

می پرسین چرا؟

ثابت میکنم الان

 

برای اثبات ادعام میرم سراغ اولین فصل 




فصل ناجوانمرد بهار

بهار باشه همه جا سبز و خرم

اونوخ آدم یکی رو نداشته باشه که دوسش داشته باشه تا باهم از بهار لذت ببرن

یا انقد پسته گرون باشه

یا انقد بروبچ دورش ریخته باشه و مجبور باشه به همشون عیدی بده

یا ...

به هرچی بهاره بد و بیراه میگه



 

فصل ناجوانمرد تابستون

اگه تو کویر زندگی کنی وسط بر و بیابون

و تو گرمای 50 درجه که از رسانه ی محترم ملی، 39 درجه اعلام میکنه

یه بابایی داشته باشی که مدام بگه این هوا کجاش گرمه ... و کولرو خاموش کنه

یا ترم تابستونی داشته باشی و اصلا نتونی استراحت کنی

یا اصلا پول نداشته باشی که یه سفر کوچولو بری

یا کسی رو نداشته باشی که باهاش همسفر بشی

یا پولشون داشته باشی اما با یکی همسفر بشی که خوشی سفر رو از دماغت دربیاره

یا ...

اون وقته که یه طومار انگلستان می نویسی برای فصل تابستون...

 



فصل ناجوانمرد پاییز

اگه آدم عاشق پیشه ای باشی

هر روزم از مسیری رد بشی که کلی برگای رنگارنگ رو زمین ریخته باشه

و زیر پات خش خش کنه

ومدام به "مشترک مورد نظر" فکرکنی که الان اگه بود چقد رمانتیک بود

باهم می رفتیم یه دیزی می زدیم تو رگ

یا رو همین برگا بر وزن پاییزه پاییزه برگ درخخخخخخخخ میریزه

یه شعر می سراییدیم

یا کلا با هوای ابری حال نکنین ...

یا یه حیاط بزرگ داشتی با یه باغچه ی بزرگ

و مجبور باشی هر روز جاروش کنی

و بمونی بین حرف پسرت که میگه مامان حیاطو جارو نکن خیلی شاعرانه س

و حرف همسرت که میگه خانوم جان این حیاطو جارو کن 

اونوقت به هرچی شاعر که گفته "پاییز شاه فصل هاست" ناسزا میگی



 

فصل ناجوانمرد زمستان

اگه هر پنجشنبه عصر تو جلسه نقد شعر، حال و هوات کلی شاعرانه بشه

و از جلسه کلی کنار خیابون وایساده باشی

سرماییم باشی

هزارتا ماشین بیاد رد شه یکیشون آشنا نباشه که برسوندت خونه

یا خودت سرمایی باشی شریک زندگیت گرمایی باشه بگه هوا خوبه!!!!!!!!!

یا شغلت ایجاب کنه که همش تو محیط باز باشی و از سرما دستات سیاه بشه

یا ...

 


اونوخ به یه نتیجه ی فلسفی - عشقی -  روانی – علمی – آموزشی – تاریخی می رسی 

که هوای همه ی فصل ها "بس ناجوانمردانه ناجوانمردن"

 



همه چی خوبه تا وقتی همه چی به نفع خودت باشه

ولی

اگه نفست از جای گرم دربیاد

و هیچ کدوم از این معضلات فردی!!!!!!!! رو نداشته باشی

اتفاقا به اقامهدی اخوان توصیه میکنی موج مثبت بفرسته




 تو را دوست‌ می‌دارم‌

و با تو

گـَـرَم به بیداری این گستره ی خاموش آدمیانش‌ نیاز نیست!

 

چرا که‌ تو چهار فصل سرزمین‌ منی:


سردتر از زمستان سقّز


گرم‌تر از تابستان‌ اهواز


سبزتر از بهار لاهیجان


و مطلّاتر از پاییزِ برگ‌افکن‌ چی‌چست!


"یغما گلرویی"

از مجموعه: اینجا ایران است و من تو را دوست می دارم

دفتر اول: من وارث تمام برده‌گان جهانم!

 



... ادامه دارد!