261 / آدم های چاخان ...

نمیدونم این خطی که شروع کردم به نوشتن به کجا ختم میشه
از صبح تا حالا میگردم یه عکسی پیدا کنم برای تقدیم به "تو" که این سه چهار روز
مدام زنگ زدی
از خودت کلی شکلک درآوردی
هزارتا آهنگ مجاز و غیرمجاز پشت گوشی گذاشتی
و مثل قرص استامینوفن هر چهار ساعت یه بار جوک های ... و خلاصه هرچی
چرت و پرت به ذهنت رسید برام فرستادی
و من
مدام گفتم: خوبم ... بهترم ... دلواپس نباش
نترس ... خل نشدم
(به قول یسنا) فقط یه کم دچار قبض و بسط عرفانی شدم!!!!!!!!!!!!
همین
تو هم فقط گفتی: کمتر هذیون بگو!
دیروز که گفتی: بیا دوباره یه چیزی بنویس بخندیم
پرسیدم: مثلا چی؟
گفتی:
مثلا .... مثلا ... مثلا...
خودت
آره خودت
بنویس
ژانر آدمای چاخان
سؤالات امتحانی امروز:
1/ آیا شما آدم چاخانی هستین؟
2 / آیا شما آدم چاخانی رو می شناسین؟
3 / آیا به نظر شما چاخان همون دروغه؟
4 / اگر خاطره ای دارین از آدمای چاخانی که پینوکیو رو از رو بردن ولی طوری
چاخان میکنن که آب از آب تکون نمیخوره تعریف کنید؟
5 / آیا آدم چاخان خودش دلش میخواد چاخان کنه
یا مجبور میشه یعنی شرایط مجبورش میکنه؟
(هر سؤال 4 نمره)
(ممتحنین مجازند هرگونه چاخانی را که مایل هستند ضمیمه برگه نمایند)
+ میخواستم موضوع پست " هذیان های عاشقانه" باشه ولی ...
+ لطفا برای این پست فتوا صادر نکنین کامنت های ارسالی فقط تفننی خواهد بود!
صبح تو را در فروشگاه دیدم
هلو و زردآلو سوا می کردی
گفتی برای یک مهمان است
تمام روز
در انتظار تلفن بودم
گئورگ تومانینان
سلام و سیب و سعادت!