تا حالا شده احساس کوچک شدن را از عمق وجود لمس کرده باشی؟

شده درد حقارت حتی در لایه های زیرین پوستت دویده باشد؟

شده طعم هیچ بودن را چشیده باشی؟

شده خودت، خودت را ریز دیده باشی؟

شده در نبرد تن به تن ضرب فنی شده باشی؟

شده پیش بزرگی لنگ انداخته باشی؟

شده پیش کسی پنجه گذاشته باشی؟

شده در مقابل عظمت کسی از شرم عرق بر جانت نشسته باشد!؟

این حال و روز این روزهای "قلم" من است ...

با خواندن کتاب عالی ِ عالی ِ عالی ِ "قیدار" آخرین اثر ماندگار "رضا امیرخانی" ِ بسیار بسیار عزیز!

کلی سوژه داشتم برای نوشتن....

تیتر مطالبم را در دفتر یادداشتم نوشته بودم تا حسابی روی تک تکشان فکر کنم و به رشته ی تحریر درشان آورم

اما با خواندن قیدار هر بار که به نوشتن فکر کردم بر جان قلمم عرق سرد می نشیند!

این حال و روز این روزهای قلم حقیر من است!

خواندن  ِ قیدار  ِ رضای  ِ امیرخانی  ِ عزیز را به همه ی شما عزیزان  ِ جان توصیه میکنم!

... ادامه دارد!